2777
2789
عنوان

درد بی درمان

224 بازدید | 24 پست

من با دوبچه جدا شدم همسرم بدبینی شدید داشت طوریکه اصلا تنها حق جایی رفتن نداشتم کلا تو‌خونه زندان از اون طرف به شدت خائن بوذ بعد جدایی فورا رفتم سرکار خونه سازمانی گرفتم یه زندگی کاملا آزادانه با یه دوست پسر که عالیه البته فعلا قصد ازدواج نداریم اما نمیدونم چه مرگمه چرا ناراحتم هر جا از طلاقم حرف پیش میاد کلا میمیرم از خجالت تا دیروز روحیه م بهتر بود اما دیروز تو نمایشگاه یکهو دیدمش که هر دو به خاطر کارمون اونجا غرفه داشتیم از طرف اداراتمون غرفه یک روزه حالا کامل نمیتونم توضیح بدم غرفه هامون برعکس کنار هم افتاده بود از دیروزه کلا بهم ریختم نه به خاطر اینکه دوستش داشته باشم نه. به خاطر مشکلات جدایی مثل حرف مردم و اینجور چیزا بچه ها هم پیش خودمم اون بعضی وقتا برای دیدن میبره

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز