بچه ها من یه رفیق داشتم از بچگی باهم بزرگ شدیم بعد یه شب اینا خونمون بودن با یکی از دوستایی ک خودمونم زیاد باهاشون رفتوآمد نداشتیم سالی یکبارم زنگ نمیزدیم بهشون حالا رفیق صمیمیم رفته با اون دوستای دورمون ک تو خونه ما آشنا شدن رفیق شده جوری ک دعوتشون میکنه خونش میرن مسافرت بعد ب من دیگه زنگم نمیزنه خیلی ناراحتم خیلی
بعد از من هیچکس تکرار من نخواهد شد براش✌بعد ها میفهمن حرص بی لیاقتی اونم نمیتونم بخورم 😉
دفتر خاطرات 6 سال قبلمو پیدا کردم :) همش نوشتم کاش من و علی تا آخر عمر با هم بمونیم :| حالا نموندنمون هیچ :( چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد علی کیه ؟ :/
من تو اینستا این دوست صمیمیو بلاک کردم انقد ک ازش بدم میومد یه شب منو شوهرمو خونش دعوت نکرده بعد اینارو ک یه ماهه باهاش اشنا شده دعوت میکنه خونش چند مدل غذاهم براش درست میگنه استوریم میکنه تازه