بچه ها من یه رفیق داشتم از بچگی باهم بزرگ شدیم بعد یه شب اینا خونمون بودن با یکی از دوستایی ک خودمونم زیاد باهاشون رفتوآمد نداشتیم سالی یکبارم زنگ نمیزدیم بهشون حالا رفیق صمیمیم رفته با اون دوستای دورمون ک تو خونه ما آشنا شدن رفیق شده جوری ک دعوتشون میکنه خونش میرن مسافرت بعد ب من دیگه زنگم نمیزنه خیلی ناراحتم خیلی
دفتر خاطرات 6 سال قبلمو پیدا کردم :) همش نوشتم کاش من و علی تا آخر عمر با هم بمونیم :| حالا نموندنمون هیچ :( چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد علی کیه ؟ :/
اوووووووووه اینا برای من چیزی نیست کسی،ما کسیو داریم ک همخونی با هم چنان ضربه ای ب ما زدن ک الان روشون نمیشه پیش بقیه بگن چهارتایی کردن ک ما دیگه تحویلشون نمیگیریم