نگامو کشیدم سمت صورتش
با سماجت نگاهش میکردم
پررو بودم،چیزی که همیشه میگفت
خم شدو صورتشو نزدیگ صورتم آورد
لباش کش اومدو گفت؛
من اگه هم قد تو بودم انقدر سرتق بازی درنمیاوردم!
دست گذاشت رو نقطه ضعفم ...
با صدای نسبتا بلندی گفتم
حالا یکم بلندی یا بهتره بگم درازی
زیاد قد نشو!
پوزخندی میزنه و میگه؛
چرا انقدر پررویی تو دختر؟
از خر شیطون بیا پایین!
قدت کوتاهه قبول کن!
بغضی ته دلم میشینه ...
از حرفاش ناراحت نیستم
اما حس میکنم عشقی که تو قلبمه
خیلی وسعت گرفته
اونقدری که هیچ توانی ندارم تا جلوشوبگیرم
کمتر از ۲ ثانیه طول نمیکشه که اشکام روون میشن
اینبار اجازه هیچ حرکتیو از سمتش نمیدم
و فقط محکم بغلش میکنم
#هلیا_نوشت
چنلم:lifee_mOOd