2777
2789

اقا من ی خاطره یادم اومد

من پارسال ی خاستکار داشتم چون هیچ شناختی ازش نداشتم  قرار شد ی مدت باهم اشنا بشیم

بعد  این خیلیییییی مهربون بود 

بامحبت زبونی

تند تند زنگ پیام پیگیری شاغلم بود وضع مالیش معمولی بود

آآآما

یبار ساعت ۷یا۸ غروب بود رفتیم ی سفره خونه مانند من گفتم مراعات جیبشو کنم غذا سفارش ندم 

گفتم من سین زمینی سرخ شده میخام

گفت نه سیب زمینی مفید نیس 

بستنی بگیر

😕😑😑 تا ساعت ۹ گشنه و تشنه بدون غذا منو برگردوند خونه

رسیدیم خونه بهش گفتم من برم شام بخورم گف واییییی من خودم خورده بودم فک کردم توام خوردی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

یبارم‌اومده بود دنبالم دانشگاه بهش گفتم تو گشنت نیس؟

گفت نه نههههه اصلا نپرسید تو گشنه ایی یا نه

یا مثلا تو سیاهی زمستون میرفتیم بیرون میگف ابمیوه بخوریم😫😫میگفتم سرده اخه 

یعنی ساعت چند شام خورده بود که فک کرد توهم شام خوردی وقتی ساعت ۹شب قرارتون تموم شده بود 

همووووون ابکی گف وای خاک برسرم من خوردم فک کردم توام خوردی

حالا سی و چند سالشم بودا

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792