سلام بچه ها
از اول بگم
من ۲۳ سالمه
پسر عموم فکر کنم ۲۸ اینطورا یا بیشتر یا کمتر باشه دقیق نمیدونم چون ازش خوشم نمیاد نمی خوام اطلاعات دقیقی ازش داشته باشم
این پسر عموم وقتی من بچه بودم می گفت وقتی بزرگ تر شد میام خواستگاری منم نمیدونستم تا اینکه بزرگ شدم فهمیدم
حالا مامانش یعنی زن عموم هر جا میرم میگه عروسمه منم گفتم حالا از من بزرگ تر چیزی نگفتم
حالا فامیلا مونم میگن نامزد نداری من میگم ن یهو مامانم میگه چرا پسر عموش می دونه ن من راضیم ن بابام
حالا هر کس منو نبینه میگه خواستگارم زیاد دارم ولی ب خاطر پسر عموم کسی نمیاد جلو فکر میکنن راسته در واقع اینطور نیست
و الان ب خاطر یه مسئله ای با خانواده شون قطع رابطه کردیم اصلا همو ببینیم سلام نمی کنیم
منم از پسر عموم خوشم نمیاد و بار ها ب مامانم گفتم من نمی خوام باهاش دعوا کردم ک دیگه نگو من نامزدشم
تا الان ی چیزی گفتم گفت باشه از این ب بعد نمیگم
وای حالا چطور جلو مامانمو بگیرم و دهن فامیلو ببندم
یادم رفت بگم پسر عموم فهمید من نمی خوامش رفت برا خودش یکی پیدا کرد
حالا راه کار بدین هر کس پرسید من چی بگم واقعا
ببخشید طولانی شد