باورم نمیشه ولی این کارش باعث شد اضطراب و استرسم کم بشه!!!!؟؟؟
افسردگی و اضطراب دارم قرص هم میخورم
به زور دارم میرم دانشگاه رشته رو هم دوست ندارم
جدیدا به فکر خودکشی هم بودم
امروز هم سر اینکه دانشگاه نرفتم کتک خوردم
بعدش هم بازم منو زد گفت جلوم گریه نکن! اینکارها رو میکنی چون به فکر من نیستی فقط میخوای یکی کارکنه تو بخوری و بخوابی
دیدم راست میگه به فکرشون نیستم ولی به این نتیجه رسیدم اونا هم به فکرم نبودن که آلان دارن دسترنجشون رو درو میکنن
اصلا هم روابطمان تو خونواده خوب نیست
خنده داره ولی این چندروزه اضطراب داشت خفم میکرد و دلم میخواست پدر. مادرم آدم بودن یکم باهاشون حرف بزنم
الان یه حس مسخره ای دارم از اینکه منو زده ولی انگار آروم شدم و اضطراب هم ندارم، خوشحال شدم حداقل یه واکنشی نشون داده انگار مثلا به فکرمه
یه راه بی دردسر خودکشی سراغ ندارین؟
مثل کره ای ها آمار خودکشی توشون بالاست قطعی باشه
یا یه راهی بگین چند روز بیهوش باشم برم تو کما
شاید رفتارشان و تصمیماشون عوض بشه یا خودم
حالم ازاین دنیای کوفتی بهم میخورههههههههههه