سلام😘
خانوما من دیپلمم رو گرفتم ولی پشت کنکوری هستم و هفته ای یبار یه کلاس کنکوری ریاضی با یکی از بهترین اساتید شهر و استانمون دارم میرم
حالا یه مشکلی هست ما یخورده کلاسمون دیر استارت خورد و نسبت به ازمونهایی که برگزار میشه یمقدار عقب تریم
همکلاسیام یکی دوتاشون دائم اصرار بر این داشتن که کلاسمون دو جلسه برگزار شه درهفته
من اون اوایل سختم بود ولی خب دیدم شاید حق با اونهاست چیزی نگفتم
استادمون بهمون گفت تایم خالی نداره بجز ساعت 8 شب که بنده خدا خودش گفت من مشکلی ندارم اما شما دخترید این ساعت سختتونه...صبر کنید تا اخر ابان یه کلاسی خالی میشه که تایمش هم خوبه طرف عصره اونموقع بیاید
بعد دیروز این دوتا همکلاسیم ول کن نبودن که نه زودتر همون ساعت هشت شب باشه که معلممون گفت باید همکلاسیاتون راضی باشن
راستش من شرایطم یخورده سخته....پدرم همیشه خونه نیست و گاها مادرم با اژانس منو میبره کلاس و بیچاره خودش میشینه بیرونی جایی یا تو خیابون همینجوری قدم میزنه تا یک ساعت و خردی کلاس من تموم شه
ولی تایم کلاسای من همیشه عصر بوده برا همین مادرم اذیت نمیشد
شهر مام کوچیکه حتی ممکنه اونموقع شب اژانس گیر نیاد بعد من چطور وجدانم قبول کنه مادرپیرم تا نزدیک ساعت ده شب توی خیابون منتظر من باشه منم که تنها نمیزاره
من کلا خیلی مظلومم و حرف نمیزنم اما وقتی دیدم اونا فقط شرایط خودشون رو میسنجن منم گفتم روز اولی که ما اومدیم همچین قراری نبود و من نمیتونم این ساعت بیام گفتن چرا و اینا سربسته گفتم ممکنه همیشه خانواده ادم نباشن و گاهی مجبور باشیم با اژانس بریم و بیایم!و یمقدار واسشون منطقی توضیح دادم و گفتم پس بهتره یه فکر دیگه کنید و یه تایم دیگه جور کنید یا تا همون ابان صبر کنید که همه موافق باشن حتی بقیه هم حرف من رو تایید کردن
ولی اونا واسم قیافه گرفتن منم توجهی نکردم...حالا حق با اونا بود یا نه؟
من دلم میخواد توی رفتار با بقیه بهترین خودم باشم نه بخاطر بقیه بخاطر شخصیت خودم پس اگر اشتباهی کردم بگین لطفا
چون روز اول اصلا قراری بر این ساعت نبود و حتی معلممونم گفت من این ساعت رو واسه کلاسای خصوصبم نگه داشتم...