سه سال میشه باهمیم . پارانویید داره نمیدونم ارثیه یا بخاطر گذشتشه چون گذشته تلخی داشته . نسبت به بقیه میبینم خیلی شدید نیست . من بابای خودم خیلی بدتر از اینه . اینم همش توهم داشت من بش خیانت میکنم یا یه چیزایی هست که پنهون میکنم . آنلاین موندن بیرون رفتن اینا حساسه وقتی عصبی میشه واقعا نمیفهمه داره چیکار میکنه چی میگه انگار میشه یه ادم دیگه . ما تو دو تا شهر جداییم و سالی شاید ۳ ۴ بار همو ببینیم . ولی وقتی پیش همیم خیلی ارومه اصلا گیر نمیده یا خیلی با ملایمت میگه طوری که به ادم برنمیخوره نمیدونم اگه این مشکل دوری راه حل بشه چی میشه.
از طرفی هم تو شهرشون یه مردی هست سه سال تمامه گیر داده به من همه ی شهرو پر کرده من باش رابطع دارم خودشم ۴۰ خورده ای سالشه انگا میدونن این چقد حساسه نقطه ضعف گیر آوردن من هر چی میگم من کاری نکردم این باورش نمیشه . هر جا میپیچه حرف منه . دوستای مادرش میان از من بد و بیراه میگن اونم تقصیری نداره .
سر این قضیع داره نابود میشه همش فک میکنه این همه مدت رو کی حساب باز کرده چرا رکب خورده از من .
من چطوری میتونم حالیش کنم ؟