سرکار میرم شغل مورد علاقم سرم بدشدت شلوغ و درگیر بیزنسه
من معتادم معتاد به بوی تو معتاد به آهنگی که تو دوست داری معتاد به سیگاری که با تو میکشم من معتادم معتاد با لحظه های بودنت معتاد به بغل گرمت معتاد به موهای قشنگ و لختت من معتادم به هرچیزی که تو دوست داری به آهنگی که تو گوش میدی و به فیلم سریالی که تو می بینی من معتاد هر کاریم که با تو قرار انجام بدم معتاد اینکه شبا تا صب برای تو خیال بافی کنم ، معتادم به عطر تنت، معتادم به خنده هات به خنده هایی که از گوشه پلکت اشک می ریزه من معتادم به ذوق کردنای تو معتادم به صدای گرفته و خش دار تو معتادم به غذاهای مورد علاقت به لباسای مورد علاقت من ی معتادم معتاد تو معتاد هر چیزی که به تو مربوطه و نعشه بودن با تو :)
خب تا اونجایی که میدونم بچه دار شدم احتمالا۷سالشونه خودمم مربی گری رو ادامه دادم حسابی پس انداز کردم خونمونو بزرگ کردیم یه ماشین سنگین گرفتیم درامدمون عالی شده اون موقع