حالا ی چیزی دقت کردم چیز خاصی علاقه نداره که بگم علاقه غیر طبیعی داره.مثل چیزایی که میگن
کلا از اسباب بازیاش زود خسته میشه من چند گروهشون کردم هر گروه ی مدت میارم تا براش مدید باشن باهاشون بازی کنه.
ی چیز دیگه تازگی براش اتل متل میکردم
نمیخونه ولی میزنه رو پاهام.امروز نشسته بودیم پاهامون دراز بود .میزد روی پاهام مثل من که اتل متل میکردم.
ولی چیزی نمیگفت.
■دیوانه جان ! , تو چه می دانی , کسی که همه چیز را می سپارد به دل , چه رسوایی می شود , حالا هِی نیا , حالا هِی نباش , حالا هِی گوش هایت را بگیر , چشمانت را ببند , و باور نکن که عشق , مرا چه لامذهبی کرده است , که به هیچ صراطی جز تو , مستقیم نمی شود ... ■ ■مـن به خودم تمامت را قول داده بودم .گفته بودم سهم من خواهی شد .تو در تمام جاهای خالی زندگیم پر شده بودی .تو تمامت سهم من بود .آنچنان در آینده ام روشن به نظر می آمدی که تمام گذشته را خط زده بودم .تو قول من ، به خودم بودی ...بیا و مرا پیش خودم بد قول نکن …■ ■یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی؛؛یادت بخیر یار فراموشکار من! ■