2777
2789
عنوان

مادرا بیاید کمکم واقعا درمانده شدم

148 بازدید | 20 پست

دخترم ۵ سالشه تب کرده ن دارو میخوره ن سوپ ن آبمیوه ،خیلی بد دارو هس ب زورم نمیشه بهش دارو بدم نمیخوره 

موندم چ خاکی تو سرم بریزم 😭 همش گریه میکنه میگه ب من دارو نده 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

به خاطر تب هست پاشویه کن شیاف  دماشو بیار پایین ومایعات بده مواظب باش تشنج نده من برای بچه ها دارو پشت اب میوه مخفی میکردم میخوردن  

یه زن یا هزار مشکل وسخت جونی            برادر شوهرم تالاسمی ماژور دیابتیه ونارسایی قلبی وریوی  ۱۵ ساله خون دل بزرگش کردم چه شب تا صبح بیمارستان برا تزریق خون میلرزید بغلم چه خون دل ها خوردیم تا رسید به ۱۵ سالگی چه شب تا صبح دنبال دارو نبودم دنبال دکتر نبودم  اتاقش به جای تخت نوجوان تخت بیمارستان با دستگاه اکسیژن هست چه شب هایی که میلرزید وبیهوش  تو بغلم بود درمانده ترینم  از ارزوهایی که گفته ونوشته  مینویسم  دوست دارم برم کوه دوست دارم دوچرخه داشته باشم دوست دارم کاکائو بخورم دوست دارم تخمه بخورم فوتبال نگاه کنم دوست دارم زنداداشم به جای کیف دارو برام کیف ورزشی بزاره  دوست دارم یه شب بدون ترس از ...بخوابم
به خاطر تب هست پاشویه کن شیاف  دماشو بیار پایین ومایعات بده مواظب باش تشنج نده من برای بچه ها د ...

هر کاری کردم داروشو نخورد قاطی آب میوه هم کردم نخورد ،بدبختی نمیذاره شیافم براش بذارم 

وای خدا صبرت بده. عین دختر منه. 

دخترم وقتایی که مریض میشد غصه ی من اصلا مریضیش نبود، تمام غم و غصه م این بود چطوری به‌ش دارو بدم. یه کارایی می‌کرد غیر قابل توصیف. اگرم معجزه میشد و موفق میشدم به زور بریزم تو دهنش، بلافاصله بالا میاورد

هر کاری کردم داروشو نخورد قاطی آب میوه هم کردم نخورد ،بدبختی نمیذاره شیافم براش بذارم 

پاشویش کن باید با زبان نرم بدی 

یه زن یا هزار مشکل وسخت جونی            برادر شوهرم تالاسمی ماژور دیابتیه ونارسایی قلبی وریوی  ۱۵ ساله خون دل بزرگش کردم چه شب تا صبح بیمارستان برا تزریق خون میلرزید بغلم چه خون دل ها خوردیم تا رسید به ۱۵ سالگی چه شب تا صبح دنبال دارو نبودم دنبال دکتر نبودم  اتاقش به جای تخت نوجوان تخت بیمارستان با دستگاه اکسیژن هست چه شب هایی که میلرزید وبیهوش  تو بغلم بود درمانده ترینم  از ارزوهایی که گفته ونوشته  مینویسم  دوست دارم برم کوه دوست دارم دوچرخه داشته باشم دوست دارم کاکائو بخورم دوست دارم تخمه بخورم فوتبال نگاه کنم دوست دارم زنداداشم به جای کیف دارو برام کیف ورزشی بزاره  دوست دارم یه شب بدون ترس از ...بخوابم
وای خدا صبرت بده. عین دختر منه.  دخترم وقتایی که مریض میشد غصه ی من اصلا مریضیش نبود، تمام غم ...

دقیقا عین دختر من ،از صب داره گریه میکنه میگه توروخدا بهم شربت نده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792