2777
2789
عنوان

احساس عدم وجود

3674 بازدید | 39 پست

تا حالا اینطور شدین؟

بعضی وقتا وجود خودمو احساس نمیکنم 

انگار تو خوابم یا خودم و اطرافم واقعی نیستن

نمیدونم چجوری توصیف کنم انگار تو سرم خالیه، کاملا بی حسم

یه جور مبهمیه

میگم اصلا کیم، این دنیا چیه

اگه کسی اینطوری بوده چجوری خوب شدی؟

منم اینجوری شدم


بعد چند دقیقه خوب میشه

آقایون درخواست دوستی ندید لطفا، چون قبول نمیکنم😒 مزاحمت ایجاد کنی نی نی یارو تگ میکنم کاربریت رو ببره رو هوا 😏 اگر با حرفا و عقاید من موافق نیستی پس ریپلای نکن، چون نه من حوصله بحث دارم نه تو🤫🤫 فرفری سایتتون هسدم🤧 با همه زود گرم میگیرم، خوش خنده هم هسدم ولی زود هم عصبانی میشم😌😌 پس عصبیم نکننننن که بد میبینی🤧🤧🤧🤧 توی زندگیم گند زیاد میزنم ولی پای بی تجربگیم میزارم😪😪😪😛 همینقدر راحت خودمو میبخشم😉😉 تایپکای ترسناک و بازی، تگم کنین😋😋عضو گروه خزان نارنجی🧡

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

طبیعیه قسمت‌های از مغز وظیفه تولید افکار و انتزاعی فکر کردن است مثل خشم، نفرت، عشق، گذشت و ...

از وقتی خوندم این یه اختلاله بدتر شدم 

الان نمیدونم در اثر ترس و فکر کردن و تلقین اینطور میشم یا واقعا مبتلام 

همین الان همینم، وجود خودمو حس نمیکنم انگار رو هوام

دقیقا منم اینجوری میشم قبلا بیشتر الان کمتر ولی اگه بخوام عمیق فکر کنم بازم میشم ..وقتی خیلی به خودم تو آینه نگاه میکنم اصلا خودم و نمیشناسم میگم این کیه ..حتی اسمم و چند بار تکرار میکنم میگم توی این دنیای به این بزرگی و کهکشانا من چکار میکنم ...بعضی وقتا حتی به شوهرم عمیق نگاه میکنم میگم این کیه که من سالها دارم باهاش زندگی میکنم ..یا حتی پسرم اصلا بعضی وقتا باورم نمیشه پسر منه یعنی من یه پسر به این بزرگی دارم ..ولی گذرا است ..بخوام زیاد بهش فکر کنم روانی میشم ....میگم این همه آدم اومدن به این جهان و رفتن یکیشم من ..اینجوری راحتتره بهش نگاه کنی 

از وقتی خوندم این یه اختلاله بدتر شدم  الان نمیدونم در اثر ترس و فکر کردن و تلقین اینطور میشم ...

افکار شماست

شما از نظر جسمی کاملا سالم هستی

بدن آدم عروسک نیست که به این راحتی مریض یا حالش خراب بشه مشکلات ما ریشه در کودکی‌مون داره، همین رو درک کنی به مشکلت غلبه میکنی، همه ما راحت حرف می‌زنیم بدون اینکه دقت کنیم فعل و فاعل رو چطور ادا کردیم، بر خلاف نوشتن، صحبت کردن دقت نمیخواد،راحت حرف بزن

نترس

از وقتی خوندم این یه اختلاله بدتر شدم  الان نمیدونم در اثر ترس و فکر کردن و تلقین اینطور میشم ...

همه آدم‌ها اشتباه می‌کنند در سخن گفتن، در قضاوت کردن در نوشتن در نظر دادن، اشتباه طبیعیه

به جر قرآن هر نوشته‌ای ایراد توش هست

به جز ۱۴ معصوم همه اشتباه و برخی خطا میکنن

سخت نگیر، ریلکس عمل کن

گاهی باید مشکلاتت رو سپرد به خدا

گذر زمان حل میکنه

صحبت کردن را از جمع‌های کوچک شروع کن

توی برخی اجتماعات مثل دانشگاه یا کتابخانه مسئولیت قبول کن

یواش یواش بر اضطراب اجتماعی‌ات غلبه میکنی، استرس برای سخنرانی یا حضور در جمع طبیعیه

استرس یک مکانیسم طبیعی بدن برای آمادگی شرکت در جلسات است یک خبرنگاری گفته بود هر وقت میخوام اخبار رو از صدا و سیما بخونم ابتدا دچار استرس میشم ولی بعد بر اون غلبه میکنم، غلبه نکردن غیرطبیعیه ولی داشتن استرس یک نعمت خدادادی است البته زیادش خوب نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792