2777
2789
عنوان

ترسناک

141 بازدید | 15 پست

میخوام اولم خودمو بگم خب 🙂

بر اساس داستان واقعی 😂

بابام شیفت شب بود یه تخت دونفره با چوب های زیرش که میارتش بالا داشت ولی یه تخت یه نفره که چوب زیر نداشت من تا دو نصف شب بیدار بودم داشتم با دوستام چت میکردم  

بعد گوشیم شارژ نداشت بلن شدم جوری خابیدم که پاهام سمت صورت مامانم بود نگاه به پذیرایی کردم 

نمیدونید چی دیدم 

اگه همه هستید بگید ادامش رو بگم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بگو عزیزم

خدایا چگونه تو را بخوانم درحالی که من، من هستم(با این همه گناه و معصیت)و چگونه از رحمت تو نا امید شوم درحالی که تو، تو هستی(با آن همه لطف و رحمت)پروردگارم سلامتی، عاقبت به خیری و خوشبختی را به من، خانواده ام و دوستانم و هرکسی که این متن رو میخونه عطا بفرما     

احتمالا فیلم حلقه رو دیدید اون دختره که موهاش جلو صورتشه اون تو پذیرایی بود پاشدم رفتم یه جعبه بود که ما خوراکی ها رو توشمیذاریم درش همیشه بسته بود اما اون موقع بسته نبود رفتم ببندم که دیدم یه کاغذ توشه که چیز های چرت و پرت نوشته شده توش قایمش کردم فردا صبح رفتم پیش دعا نویس که گفت 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108