م . به نام ایزد دانا
ای عزیزترین عزیزان ای مهربانترین مهربانان ای پناه بی پناهان ای امید نااامیدان سپاس فراوان دارم
هر کس را که تو عزت دهی هیییچکس نمیتواند ذلیلی کند . و بالاخره من منه بنده ی سراپا تقصیر را لایق دانستی . خوشحالم که مرا انتخاب کردی تا شاید شاید بتوانم با دستان ناتوانم ذره ای گوشه ای از درد دردمندان را تسکین دهم . ای قلب و هستی من چگونه گوشه نگاهت را به خودم نادیده بگیرم چگونه میتوانم شکرگزارت باشم. یادمه روزایی رو که میگفت تو بدبختی یادمه روزایی رو که میگفت تو نمیتونی و ...
چشمان اشکبارم و دستان پررنجم به سمتت میآمد نفسم بالا نمیآمد و فقط از ته دل میخندید و تو میگفتی بنده ی من منتظر زمان مناسبش باش . و شاید روزایی بهت غر میزدم که تو کجااااااییییی منو میبینیی منه بدبختو میبینی؟ تو آروم دم گوشم میگفتی بله ... اما بازم غر میزدم . یادته همیشه باهات قهر بودم! ؟ چون میگفتم چرا باید من اینجوری آفریده میشدم ... تو بازم هیچوقت قهر نمیکردی باهام .دستای گرمت همیشه تو دستم بود اما بازم میگفتم کجااااییی .
اومدم بگم حالا دیگه دارم میبینمت حالا دیگه از اون کنایه ها از اون سختیا از اون آدمای بد خبری نیست. مرسی که رهایم کردی مرسی که توی پرواز کمکم میکنی مرسی که حتی موقع سقوط بازم اومدی . حالا دیگه موقعه پرشه به بالاهاااا. اومدم بگم همه اینجا دارن عاشقم میشن همه بهم محبت میکنن .اونم شب و روزش گریه ست . سپردم دست تو . خودت رامش کن بفرستم سمتم. خدای بزرگ من . ممنونم . ببخشید که این همه مدت ندیدم تو رو