جمعه ها تا ساعت سه و اینا خونم از صبح که بیدار شدم تمیز کاری کردم پسرمو بردم حموم سرامیک ها و وسایل رو کهنه کشیدم حمام دستشویی شستم جارو برقی کشیدم ظرف شستم بالکن شستم پرده هاو رو بالشتی هارو هم انداختم لباسشویی دو باره آویزون کردم بعداز ظهر رفتم مغازه رو مرتب کردم مزون لباس عروس داریم میرم اونجا تا آخر هفته
الان آشپزخونه مونده نسبتا مرتبه جمعه قبل سماور اینارو شستم ولی چون نزدیک گازن باید دوباره بشورم با جا ادویه ای اینا خودمم حموم نرفتم شام گذاشتم الان حال ندارم پاشم چکار کنم