2777
2789
عنوان

شیفت عجیب

378 بازدید | 16 پست

امروز عصرکار بودم از اول شیفت که تحویل گرفتیم بخش شلوغ بود چند تا بستری جدید که واقعا تو عصر کاری سخته اینا به کنار یه همراه مریض بود مادر بچه بود واقعا خودشو زده بود به بی دست و پایی. من خودم مادرم درک می کنم بچه مریض سخته ولی باور کنید سر یه تب بچه که زیاد هم نبود اومد گفت بچه تب داره گفتم چنده گفت نمی دونن داغه گفتم بیا این تب سنج ببر بذار زیر بغلش سه دقیقه بعد بیار منم داشتم میرفتم طرفش دارو ها رو بدم یعنی بیکار نبودم با غر غر کردن که تب داره مگه چقدر مهمه چقدر باشه و اینا رفت هیچی نگفتم اومد گفت ۳۸ گفتم بیا عزیزم این شربت و بده بهش بر اساس وزن و دستور دکتر باورتون میشه داد میزد که شربت اثر ندارن باید آمپول بزنی و چرا این همه مونده دارو ندادید فقط شربت میدید انگار من دکترم !!! با آرامش گفتم عزیزم دکترت این و صلاح دونسته و نگران نباش اگه تب ش بالا رفت من تماس می گیرم با دکتر و آمپول می زنیم با آرامش گفتم با غر زدن رفت دمپایی شم می کشید زمین از حرص بعد رفتم سراغ ش دارو شو بزنم دیدم رگ ش خراب شده چند روز بود زده بودن گفتم بیار عوض کنیم تو اتاق کار (برای بچه ها تو تخت اقدام تهاجمی مثل رگ زدن انجام نمیدن) داد میزد بچه رو سوراخ سوراخ می کنید بلد نیستید و اینا یه مشت بچه اید مگه بچه من موش آزمایشگاهی ه

آورد بالاخره جوری بی تابی می کرد من هم تو اولین بار رگ زدم بچه هم آروم بود واقعا بعد که کار من و همکارم تموم شد دیدم زنگ زده به پدر بچه به سوپروایزر بیمارستان به دکتر که بچه رو کشتن 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

سلام همکار عزیز😁

توی بیمارستان کاملا طبیعیه.استرس دعوای همراه های بیمار با کادر و پزشک و گاها با همدیگه رو که نگم برات این استرسش از همه برام بیشتره😕ولی من روزی که شیفت نیستم دلم تنگ میشه برای بیمارستان و کار و استرسش.

سلام همکار عزیز😁 توی بیمارستان کاملا طبیعیه.استرس دعوای همراه های بیمار با کادر و پزشک و گاها با ه ...

آره من الان نزدیک سی سالمه ولی بچه نشون میده به من می گفت خودت مادر نیستی نمی فهمی همکارم گفت بابا یه دختر داره 

آره من الان نزدیک سی سالمه ولی بچه نشون میده به من می گفت خودت مادر نیستی نمی فهمی همکارم گفت بابا ی ...

عزیزم یه چیزی بهت بگم تجربه ی شخصی خودم هست. 

توی محیط بیمارستان باید صبور بود در هر شرایطی.من می‌دونم توهین شنیدن خیلی قلب آدم رو درد میاره.ولی کسی که از درد و رنجش به بیمارستان پناه آورده و ناامیده و کمک میخواد گاها داد میزنه و یا بدتر توهین میکنه توی اون شرایط فقط سکوت کن و بگو چشم بفرمایید بیرون از اتاق من و همکارا انجام میدیم.سعی کن ارامشت رو حفظ کنی.پیداس حسابی استرسی شدی

عزیزم یه چیزی بهت بگم تجربه ی شخصی خودم هست.  توی محیط بیمارستان باید صبور بود در هر شرایطی.من ...

آره آخه یه جوری برخورد می کرد انگار ما کم کاری کردیم من آدم آرومی هستم 

آره آخه یه جوری برخورد می کرد انگار ما کم کاری کردیم من آدم آرومی هستم 

اصلا نباید استرس بگیری و توجه کنی.کار خودت رو انجام بده.دعوا توی بخش خیلی طبیعیه.من روزی که دعوا نباشه تعجب میکنم😁

من الان هفت ساله کار می کنم

من کمتر.ولی توی یک بیمارستان شلوغ که توی هر شیفت حتما چندتا بحث و دعوا هست🥲اما من حق میدم چون اونا دارن درد میکشن و یجورایی گاهی حس میکنم دستشون جایی بند نیست.ما باید آروم باشیم 🙂

من کمتر.ولی توی یک بیمارستان شلوغ که توی هر شیفت حتما چندتا بحث و دعوا هست🥲اما من حق میدم چون اونا ...

نه گلم بعضیا خودشونو زدن به بی دست و پایی ما یه سطل نان خشک داریم روشم بزرگ نوشته نان خشک مای بی بی میریزن توی سطل 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز