۳۷ سالشه
نه کار داره ، نه درامد
نه ازدواج کرده ، نه ماشین ، نه پول ، کلاااا هیچی
صبح تا شب چپیده تو یه اتاق، کتابارو ریخته دورش
بابام و برادرم یه چندرغازی میندازن جلوش
اونروز به من میگه تو و شوهرت حسودیه منو میکنید!!!!
گفتم حسادت به چیت؟ شغلت ، ماشینت، درامدت، زن و بچت، خونه و ویلاهات ، جیب پرپولت !؟؟؟ به چیت حسادت کنیم؟!
میگه شوهرت به درسم حسودی میکنه ، تو هم بهش میگی نه تو بهتر از داداشمی!!!!!
اصلا من فکر این صحبتهارم نکردماااا!
و جالب اینجاس برادرم فوق لیسانس و بیکاره
شوهرم هم فوق لیسانسه ، ولی یه سِمَت عالی داره تو یه اداره ی دولتی!
به من میگه ضعیفه ی نادان شوهرت روانیه، نمیتونه سره پا واسته حتی ! خداروشکر عاقبتت اینطور شد!
شوهرم اختلال روانی داره ، یه غلطی کردم به خانوادم گفتم! همش میزنن تو سرم و مسخره ام میکنن
بلاکش کردم
خدا لعنت کنه مادرم رو
نمیدونم چه سودی میبره از اینکه اینجوری خانواده رو بجون هم میندازه !!!!
تو خونمون بیست و چهار ساعت جنگه
کاش بمیره این زن
بخدا تو دلم جز محبت و دلسوزی به خانوادم نیست
ولی ....