چند وقته مریضه، تو مدرسشون گرفته، نصف شبا با سرفه یا درد از خواب بیدار میشه ، هر کاری میکنم تا آرومتر شه ،
ولی شوهرم پشت میکنه میخوابه
خیلی ناراحتم ، نمیدونم واقعا مریضیش در این حدّ هست که اینقدر بیتفاوت باشه ! سرفه های دخترم انقدر شدیده که وحشتناک ، تو این مدت حتی حال بچمونو هم نپرسیده
شرمنده ی دخترم هستم ، از خدا ناراحتم ، ده ساله ازدواج کردم ، نه سالشو که نبود، همش تو دریا ، الانم که اومده اینجوری
شوهر ندیدم به واقع
نمیدونم چه آینده ای در انتظارمه
حتی خانوادم هم پشتم نیستن ، کنارم نیستن
از شوهرم بیشتر دلخورم ، خیلی نامردی در حقمون کرد(پستهای قبلیم نوشتم)
شوهرم اختلال روانی داره