جوونم هنوز سنی ندارم ولی اونقدر احساس پیری میکنم
از یه طرف دو سال اخیر که پدر و مادرم دم به دقیقه از هم دیگه ناراحت میشم نتیحش میشه ۲ هفته سکوت تو خونه حالا من به جهنم یه خواهر کوچیک تر از خودمم هست . از یه طرف میخوام ازدواج کنم ولی کسی نیس خسته شدم دیگه میخوام برم پی زندگی خودم اونقدر فشار رومه که روانی شدم