من مدیتیشن برامخیلی جواب داد.شاید خنده دار باشه.ولی اول فکر میکردم اصلا نباید به چیزی فکر کنم ذهنموخالی کنم.ولی یه مدت موقع مدیتیشن اون نشخوارایی ذهنیمو میوردم توذهنم همه حرفامو میزدم ولی کمکم انگار سبکشد بارش.الانگاهی یادممیاد ولی زود محو میشه.یا اینکه سعی کن بیکار نمونی سریع خودتومشغولدکار کن که فکرتم درگیر بشه.یا بروپیاده روی.تنها نمون
ما وطنمونو دوست داریم،به خودتون نگیرید.شما هم مثل آمریکا غیر قابل اعتمادین.
منم قبلا شدیدا این حالتو داشتم،کلی ویس گوش کردم علتشو ریشه یابی کردم،یه مدت رو برگه همه فکرامو مینوشتم،الان هم که بچه دار شدم اصلا وقت نمیکنم به هیچی فکر کنم انقد که سرم شلوغه
📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست
نظر علمی و روانشناسی:یه برگه سفید بزار جلو دستد و هرچی تو ذهنته بنویس و بنویس بدون اینکه به کلمه یا جمله قبلت برگردی اینقد بنویس تا مغزت خالی بشه بعد برگه رو بدون نگاه کردن به چیزایی که نوشتی تا بزن و پاره کن ب یز سطل آشغال.روزی چند بار اینکارو انجام بده هرچیزی که اذیتد میکنه رو بنویس و پاره کن تا مغزت به آرامش برسه بعد یه مدت دیگه چیزی برا نوشتن نداری از امشب امتحان کن شروع کن نوشتن
از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره
ببین الان فک کن توی ی توری آب میریزی چ اتفاقی میفته آب رد میشه میره توام دقیقا مثل همون توری باید عمل کنی یعنی بذار این فکرا بیان و از ذهنت رد شن برن اما اهمیت نده باهاشون مقابله نکن اینجوری این فکرا کم کم واست کم اهمیت میشن و بعد از ی مدت فراموش میشن این فکرا فقط چیزایین ک خودت بهشون اهمیت دادی الانم راهش اینه ک برعکس کار کنی و اهمیت ندی اما هر چقد جلوشون مقاومت کنی در واقع داری دوباره بهشون اهمیت میدی و بدترشون میکنی این مشکل با اهمیت دادن بوجود میاد الانم با اهمیت ندادن حل میشه آقا هستم گفتم سر صحبت باز نشه