تو تاپیکای قبلیم هست که چققققققققدر دلم بچه میخواد و همسرم اقدام نمیکنه، چند روز پیش یه حرفی زد که خیییییییییییلی دو دل شدم ، گفت ما تا الان راحت بودیم و خوش گذروندیم تمام دوستان که بچه دارن همیشه مینالن که از وقتی بچه دار شدیم زندگی نکردیم و فلانی خوش به حالت که با همسرت تنهایین. حالا ترس افتاده به جونم که نکنه ما هم اقدام کنیم و بعد پشیمون بشیم
God help me to be strong enough not to lie to myself
من کاری به بقیه ندارم ولی ما با دوتا بچمون بهمون خوش میگذره همیشه همه جا رفتیم همین چند روز پیش سفر بودیم بچه هامم کلی بهشون خوش گذشت این حرفا خیلی درست نیستن
ببین واقعیتش اینکه بعد بچه دارشدن زمانت مطلقا دست خودت نیست دیگه
و اون ازادی های قبلی رو نداری
وزن فعلی۷۳ .هدف اول ۶۸ هدف دوم ۶۵...امروز۹۹/۸/۱۱تصمیم جدی و دوباره برای لاغری دارم الهی شکرت که یه نی نی سالم بهم دادی ...برای خوشبختیه خودم دست بکار میشم تلاش میکنم و خوشبخت میشم ...خوشبختی حق منهو بالاخره منم لاعر شدم وزن ۶۰کیلو 🤩🤩🤩دلم نیومد قسمت اول امضامو پاک کنم ...بماند به یادگار...نی نی دومم هم بدنیا اومد الان دوتا گل پسر دارم ...خدایا شکرت که همیشه هوامو داری .هرچی خواستم بهم دادی ...کاش لیاقت بندگیتو داشته باشم😍واما پروسه ی لاغری من دوباره شروع شد شروع کاهش وزن :۲۶ /۱۱،وزن اولیه ۷۱😪😪۲۶ /۱۲ وزن:۶۶.۵😍😍ورن هدف ۵۸
واقعا همینطوره.من ارزوی مسافرت دارم ارزوی تنهایی بیرون نمیتونم ب کارام برسم نمیتونم ب زندگیم برسم افسرده داغون..نمیدونم این بچه چیه ک ادم از پا درمیاره.خوابم دست خودت نیس بی ارومی خرج دوا دکتر نصف خرج زندگی برای بچه ها میره شیرخشک پمپرز و فلان فلان..واقعا زندگی نکردیم.نمیتونیم تو پارک بشینیم هم دختر اولم رفتارس معقول نیس و نمیتونه باکسی بازی کنه دومی ک راه افتاده فبها..مگر کسی بتونع پرستار بگیره یا کسی کمکس باشه.صدرصد همراهی شوهر مهمه تو زندگی و بچه داری
ببین بچه اولمون من فقط به شوهرم گفتم بچه میخام اونم گفت باشه من ۱۷ سالم خدا سرشاده یکبار کمکم نکرد تو بچه داری همش میگفت منکه ک نگفتم تو گفتی بچه میخام خیلی سختی کشیدم قبلا باهم میرفتیم کوه الان بچم ۳ سالشه ۳ ساله با دوستاش میره کوه زنو مرد منم حرص میخورم میگه بمون بچه نگهدار خودت خاستی رابطه جنسیمون محدود شده منکه پشیمونم .الان برا بچه دومی خیلی اصرار میکنه اما من دیگ سرد شدم هرکار میگم انجام میده ک فقط دومی بیارم اما من کلی شرط گزاشتم بخدا قرصای حاملگیمو بزور میگرفت الان چون من همه چیو بهش گفتم خیلی عذاب کشیدم و دیگ بچه نمیخام هر ۳ ماه خودش منو میبره چکاپ کلی پول میده برپ دانشگاه باشگاه اما چ فایده اونموقع ک باید میرسید نرسید تا وقتی خودد مرد امادگیشو نداره نیار دست تنها میمونی
شازده کوچولو:وفاداری یعنی چه؟ روباه:یعنی اگ توی سیارت یک گل دیگه بود تو عاشق گل خودت باشی لطفا لایک نکنید
ما هم قبل از اومدن فرزند اولمون اینجوری بودیم و گاهی میگفتم ما که حس کمبود بچه نداریم و درک نمیکردم کسانی رو که خیلی دلشون بچه میخواست.اما وقتی دخترمون به دنیا اومد با خودم گفتم آخه چجوری تحمل میکردم و بدون دخترم زندگی میکردیم.به نظرم زندگیمون با حضور بچه ها روح گرفت و امروز بیشتر چیزهایی که داریم از هر نظر واقعا به خاطر وجود بچه هاست.خدایا شکرت که بچه ها پیشمونند.خودت مواظب همه ی بچه ها باش.