ببین راهش همینه ک ذهنتو از اسارتش دربیاری
فاصله رو زیاد کنی و بیخیالش بشی
من الان ۴ سال و خورده ای هست تجربه دارم از ازدواج
باید بیخیال نسبت ب مادرشوهر و کاراش زندگی کنی
کم کم یاد میگیری نگران نباش زمان همه چیزو برای ادم درست میکنه عزیزم
اما راهش همینه ک کم کم شوهرت رو عادت بدی ببینه چقد اذیت میشی
کم کم یادش بدی ک با دور شدن ذهن و زندگی جفتتون اروم میشه
نگران نباش یاد میگیره و قبول میکنه ازت عزیزم
فقط تو این مسیر ادم باید صبور باشه و سعی کنه غر نزنه ک شوهر ادم داغون نشه
اما کم کم نشون بدی چقد فاصله ک میگیرید زندگیتون اروم میشه
چقد مادرشوهر بد میتونه اثر مخرب رو زندگی ادم بذاره
نگران نباش کم کم همسرت همراهت میشه اما باید صبور و خانوم و اروم باشی و همراهی واقعیت و اولویت اول بودن رو ب شوهرت نشون بدی