اون روز بهم گفت اگه دوستت نداشته باشمم دوستم داری ؟ گفتم اره ، گفت اگه ازت متنفر باشمم دوستم داری ؟ گفتم اره ، فکر کردم داره امتحانم میکنه که چقدر دوستش دارم هر چی گفت گفتم خیلی دوستت دارم و عاشقتم و اینا ، بعد چند روز بهم گفت اگه دوستم داری یا باید بیای موقتی روستا پیش مادرم زندگی کنیم یا شهر ما نزدیک روستا و من نمیام شهر شما در صورتی که اولش میگفت میام اونجا ، گفت حتی بیام تهرانم مامانم باید بیاد خونه ای که ما زندگی میکنیم باهم باشیم ، گفتم من اینجوری نمیتونم حرمت ها شکسته میشه و درست نیست گفت من از تو میگذرم ولی از مامانم نمیگذرم و با تو دوساله مجازی ام ولی با مامانم ۳۰ سال واقعی 😔 الانم جدا شدیم ، همش میگه عشقت دروغه که شرایط منو قبول نمیکنی اگه دوستم داشته باشی به فکر این چیزا نیستی ، به نظرتون آدم با کسی ازدواج کنه که دوسش داره بهتره یا کسی که دوستت داره؟!
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
اون دنبال پرستار مفت میگشته،تازه دوسِتَم نداشته،بعد که پیرت کرد و ذهنتون خسته ،با یکی دیگه میریخت رو هم،چون تورو میشه طلاق داد اما مادرشو نه
👇❤دو تا بچه بودن توی شکم مادر.اولی میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره حتما. یه جایی هست که میتونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم. اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده. دومی: شاید مادرمونم ببینیم. ولی مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟ دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه. اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره. دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی.مثل دنياي امروز ما و خدايي كه همين نزديكيست😍.
بهش میگم که داری سواستفاده میکنی از عشقم و دوست داشتنم ، میگه نه به خاک پدرم اینجوری نیستم و منو قضاوت میکنی و درکم نمیکنی و اینا ولی همیشه این تحقیر هاش و حرفاش هست …
اون اگه مسئولیت پذیر بود بعد از دوسال تو رو همین جوری ول نمیکرد. میخاد بعد از ده سال زندگی بهت بگه من با تو ده سال زندگی کردم با مامانم چهل سال پس مادرم مهم تره. نمیتونه تعادل برقرار کنه