پدرشوهر من خیلی ادم پولداریه کارخونه داشت ولی کارخونش رو واگذار کرد بعد یه مغازه تو جای خوب بازار هم داره که داده اجاره اونوقت دو تا پسر داره فقط اما برای اونا هیچ کاری جور نمیکنه☹️ شوهر من همش داره فکر و خیال میکنه میگه کاش بابا کارخونه رو نمیداد بره ما وایمیسادیم جاش کار میکردیم! دلم خون میشه وقتی این طور میگع!
پارسال دم عقدمون قرار شد شوهرم صحبت کنه باهاش حداقل اون مغازه بازار رو بذاره اینا توش کار کنن😞
حالا الان به شوهرم میگم برو باهاشون صحبت کن بذارن تو و داداشت وایسید کار کنید!
میگم خودم برم باهاش صحبت کنم زشته؟
چه جوری راضیش کنم؟؟