هر دفعه بهش التماس کردم وقتی مریضین به ما بگو نیایم خونتون میگه باشه خودشم میدونه ما چارشنبه ها بهشون سر میزنیم متاسفانه زیادم سرما میخورن چون دوتا دختر دارن یکی مدرسه ای یکی دانشگاهی به خدا دوماهی یه بار مارو بدجور مریض میکنن جوری که دو هفته از زندگی میفتیم
هیج جوره ام قبول نمیکنه به ما بگه مریضن که نریم التماسش کردم قسمش دادم دعوا کردم دیگه بریدمممم