از بچگی عاشق نامزد سابقم بودم حدودا ده سال باهم بودیم چه دوستی چه نامزدی
نامزد سابقم دوسم نداشت یعنی از بیمحلیاش بنویسم خودم قلبم تیکه تیکه میشه😔اما بازم میگفت میخوام زنم بشی چون تو پاکی و منو خیلی میخوای
چه شبایی در حسرت یدونه عزیزمش بودم
چقد منو خورد کرد😔 و من بازم عاشقش بودم
جدایی ازش برام غیر ممکن بود
تازه چند ماه بود جدا شده بودیم که همکارم که قبلا ابراز علاقه کرده بود مجدد اومد جلو
منم اینبار خواستم به خودم و زندگیم یه فرصت دوباره بدم
وقتی با این اقا اشنا شدم تازه فهمیدم نامزد سابقم چقد بیمحلم کرده این آقا با وجود اینکه کاملا عادی رفتار میکرد اما من حس میکردم غرق در محبت و عشق هستم
مرد خوبیه اما من صدردصد دلم همراهش نشده
شورو هیجان سابق رو ندارم
اما فهمیدم اون ده سال با عشق یکطرفه چقدر روحم آسیب دیده