نه بی ادبانه رفتار میکنم ، نه استایل و رفتارم غیر متعارفه ، نه کسی رو آزار میدم ، اما بعضی آدما بد باهام رفتار میکنن. یکی سوژه میکنه برای یه مدت ، اون یکی جلو روم درگوشی با بقیه حرف میزنه و با هم میخندن ، یکی دیگه اخم میکنه یا خیره میشه بهم .چهره عجیب و غریبی ام ندارم. دوستا و خونواده م راست یا دروغ ازم تعریف میکنن. اصلا علت این اتفاقا رو نمیفهمم. حس میکنم جادو شدم.خیلی احساس بیچارگی دارم. دلم میخواد نباشم اصلا...
کاش دلیلش حسادت باشه. بعضی وقتا میگم نکنه خیلی ضایعم و خبر ندارم. اما باز فک که میکنم نمیتونم رفتارا ...
نه باور کن دیدم ک میگم ، بعضیا مریضن دوس دارن یه جوری ناراحتت کنن خنک شن ، یه دختر داداش دارم همسن دخترای منه خدایی با شخصیت قویش به من درس داد ، از نظر چهره دندون صفره ، انقدم داداشام(عموهاش) گاهی ب شوخی مسخرش می کنن این به ریز میخنده ، هیچ حرفی روش تاثیر نداره ، اعتماد بنفس عجیبی داره
آدمها را آزاد بگذار در دوست داشتنت، در رها کردنت ، در فراموش کردنت ، خودت را در آغوش بگیر تو خود همـــه ای🤗
نه باور کن دیدم ک میگم ، بعضیا مریضن دوس دارن یه جوری ناراحتت کنن خنک شن ، یه دختر داداش دارم همسن د ...
آخه من مشکل ظاهری ندارم.نمیدونم .شایدم اشتباه میکنم.اما یه مدت اکثر آدما از چهره م تعریف میکردن..از نظر اخلاقی هم به کسی هم بدی یا بی احترامی نکردم که بگم دارم تقاص پس میدم.اما انگار همه چی برام وارونه شده ... بعضی وقتا ام میگم نکنه کسی نفرینم کرده.من که خرافاتی نبودم حتی فکرم به جادو و جنبلم رفته..
با آدمای اینچنینی اصلا ارتباط نداشته باش ، جایی بزو ک قدرتو بدونن و تو رو بشناسن
بیشتر این رفتارها از غریبه ها و حتی رهگذراس. چند تاشونم از همکلاسیام که اصلا ارتباطی باهاشون ندارم.فقط همو میبینیم.امیدوارم خود خدا جوابشونو بده. من که کاری ازم برنمیاد..