یه مراسمی بود تو تالار در واقع برا امروزه
من زودتر رفتم نشستم زدیف دوم
بعد یه خانمم هم پشت من نشسته بود
دیدم شوهرم اومد به اون نگاه میکرد
بعد من گفتم اینجام
بهش گفتم چرا به زنه نگاه میکنی
قسم خورد که به خدا به پیر به پیغمبر فک کردم تویی
آخه چادر سر کرده بودم اون خانم هم چادر سر کرده بود
نمیدونم هر چند قسم هم خورده بود