2777
2789
عنوان

مادر شوهر😶

| مشاهده متن کامل بحث + 271 بازدید | 27 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اخه همش میپرسه کجایید ؟؟؟😂😂مثلا بیرون باشیم میگه چیکار مینید 😐😐همش میخواد امار بهش بدم  خو ...

وا😐فک کن اگ مادر خودت این سوالارو بپرسه منظورشو ب کنترل کردن میگیری؟اینا حرفای معمولیه ک منو خواهرمم بهم میگیم.حالا بنده خدا خوبه اینجوری نگو گناه داده

اون از من بدش میاد من از اون

اول اینکه پروفایل برا خودمه برندارید مرسی بعد از کلی گشتن به اصرار با شوهرم رفتیم تا اون طوطی که دوست داشتم بخریم خیلی خوشحال بودم اونروز یادمه صاحبش گفت چون دوسش داری بهت میدم چون میدونم خیلی علاقه داری بهش قول دادم خیلی مواظبش باشم بیشتر از چشمام اومدم خونه از خوشحالی خوابم نبرد اونروز روز ها گذشت ما بیشتر وابسته هم شدیم خیلی دوسش داشتم به داشتنش مغرور بودم تو شهر غربت رفیق تنهایی هام بود باهم بازی میکردیم قایم موشک و💔باهم میخوابیدیم شبا چندبار بیدار میشدم ببینم جاش خوبه سردش نباشه بخاری زیاد نباشه گرمش بشه اذیت بشه تا یکم بی‌حال میشد یروز کل دنیا رو سرم خراب میشد که جگر گوشه من چشه من خونه تمیز میکردم اون برام آواز میخوند من آشپزی میکردم برام آواز میخوند من آرایش میکردم اون روی شونم سر به سرم میزاشت گاهی از دستش عاصی میشدم ولی بازم شیرین بود اذیت هاش تا اینکه اونروز شوم رسید بنا به دلایلی که بهم ریخت فکرم اون پر زد رفت چقدر گریه کردم دنبالش گشتم الان بیشتر از ۴۰روزه رفته ولی من نمیتونم فراموش کنم شب روزم گریس من واقعا بدون اون مریضم اون برای من پرنده نبود عضوی از قلبم بود من واقعا نمیبخشم اونی که باعث شد بره💔😔هرروز از خدا میخوام برگرده خدا میشه یروز اونی که پیداش کرده زنگ بزنه بگه دلم به رحم اومد بیا پسش بدم بهت تموم اینارو با اشک نوشتم :)💔من یه دیوونه دلتنگم کاربری موفرفری سایت سابق 
خب شاید بلد نیس یا حوصله نداره تلفنی حرف بزنه من مامانم اینطوریه اصلا به هیچ کدوممون زنگ نمیزنه 😂

قبلا همینا رو میگفتم، ولی مثلا شماره بچه هاش رو ذخیره کرده به اونا زنگ میزنه ولی هیچ وفت نمیگه گوشی رو بده به خانمت. حتی وقتی باردار شدم، حتی وقتی جنسیت بچه م رو فهمید یه زنگ نزد تبریک بگه. البته بگم خواهرشوهرم یه روز درمیون میره بهشون سر میزنه، کسی که بخواد زنگ بزنه و بلد نباشه، به دخترش میگه به شماره بگیر حداقل حال نوه م رو بپرسم!

من خودم هر چند وقت زنگ میزدم، بعد بارداریم و دیدن این رفتاراشون خیلی ناراحت شدم و دیگه کلا زنگ نمیزنم. شوهرم میگه حالتو از من میپرسن، منم حال اونا رو از شوهرم میپرسم!

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

دوهفته یکبار    

سالی یبار🤣

اول اینکه پروفایل برا خودمه برندارید مرسی بعد از کلی گشتن به اصرار با شوهرم رفتیم تا اون طوطی که دوست داشتم بخریم خیلی خوشحال بودم اونروز یادمه صاحبش گفت چون دوسش داری بهت میدم چون میدونم خیلی علاقه داری بهش قول دادم خیلی مواظبش باشم بیشتر از چشمام اومدم خونه از خوشحالی خوابم نبرد اونروز روز ها گذشت ما بیشتر وابسته هم شدیم خیلی دوسش داشتم به داشتنش مغرور بودم تو شهر غربت رفیق تنهایی هام بود باهم بازی میکردیم قایم موشک و💔باهم میخوابیدیم شبا چندبار بیدار میشدم ببینم جاش خوبه سردش نباشه بخاری زیاد نباشه گرمش بشه اذیت بشه تا یکم بی‌حال میشد یروز کل دنیا رو سرم خراب میشد که جگر گوشه من چشه من خونه تمیز میکردم اون برام آواز میخوند من آشپزی میکردم برام آواز میخوند من آرایش میکردم اون روی شونم سر به سرم میزاشت گاهی از دستش عاصی میشدم ولی بازم شیرین بود اذیت هاش تا اینکه اونروز شوم رسید بنا به دلایلی که بهم ریخت فکرم اون پر زد رفت چقدر گریه کردم دنبالش گشتم الان بیشتر از ۴۰روزه رفته ولی من نمیتونم فراموش کنم شب روزم گریس من واقعا بدون اون مریضم اون برای من پرنده نبود عضوی از قلبم بود من واقعا نمیبخشم اونی که باعث شد بره💔😔هرروز از خدا میخوام برگرده خدا میشه یروز اونی که پیداش کرده زنگ بزنه بگه دلم به رحم اومد بیا پسش بدم بهت تموم اینارو با اشک نوشتم :)💔من یه دیوونه دلتنگم کاربری موفرفری سایت سابق 
اخه همش میپرسه کجایید ؟؟؟😂😂مثلا بیرون باشیم میگه چیکار مینید 😐😐همش میخواد امار بهش بدم  خو ...

چرا یه درصد به این فکر نمیکنی که نگران خورد و خوراکتونه میخاد خیالش راحت باشه کجایین و چی میخورین 

زندگی از مرگ پرسید چرا همه عاشق من هستند و از تو متنفرند؟؟ گفت چون تو یک دروغ زیبایی و من یک حقیقت تلخ🖤
چرا یه درصد به این فکر نمیکنی که نگران خورد و خوراکتونه میخاد خیالش راحت باشه کجایین و چی میخورین&nb ...

نمیتونم اینطوری فکر کنم نگرانیش بی مورده به نظرم واینکه اگه نگرانه خورد و خوراکه مونه دعوتمون کنه نه اینکه همش زنگ بزنه 

نمیتونم اینطوری فکر کنم نگرانیش بی مورده به نظرم واینکه اگه نگرانه خورد و خوراکه مونه دعوتمون کنه نه ...

چی بگم

زندگی از مرگ پرسید چرا همه عاشق من هستند و از تو متنفرند؟؟ گفت چون تو یک دروغ زیبایی و من یک حقیقت تلخ🖤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  9 ساعت پیش
توسط   aypari  |  10 ساعت پیش