2789
عنوان

شعر

24 بازدید | 1 پست

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم ، کاش تو دریا بشوی

دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

انسانیت.....از دور شاید دید در ماه /چشم خود بستم تا که چشم مستش ننگرم دل فریاد زد دیوانه من میبینمش...عاشق مولانا و حافظ و وحشی بافقی و شاهنامه و سعدی.عاشق اسطوره ها و داستان ها،عاشق تاریخ ایران.عاشق نوشتن و نقاشی کشیدن...عاشق کتاب و پادکست...اگه کتاب قشنگ یا پادکست قشنگ میشناسی بهم معرفی کن...دنیا هنوز قشنگه چون هنوزم آدمای خوب زیادی هستند که میشه به اعتبار بودنشون به زندگی لبخند زد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز