خانما حالم بد پنج ماه خونه بابام شوهرم علنی گفت زن گرفتم مجبور شدم به خاطر هوا هوس نیست چرت وپرتای این مدلی منم نظرمو اجرا گذاشتم دوتا بچه کوچک دارم هرشب گریه بدون هیچ دلیلی ما حتی دعوای شدیدی هم نداشتیم منم وافعا شوهرمو دوست داشتم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
۷۰۰ میلیون تو حسابش بود وقتی اومد علنی قضیه رو گفت من به خواهرشوهرم گفتم گفت سریع توقیف کن ماشیناشم توقیف کن نزدیک یک میلیارد گرفتم تو ۸ سال اینقدر صاف وصادق بودم که به دامادشون می گفت اصلا باورم نمی شد هم چین کاری کنه این کار ازش بعید بود خوب شناختمش وگرنه حسابارو خالی می کردم بعد بهش می گفتم
بخدا قسم من عشق وعلاقه اعتماد صداقت رو خیلی باارزش تر از این مبلغ کوفتی می دونم من شده بود گدایی می کردم این مبلغ رو جور می کردم بهش می دادم ولی ای کاش بهم خیانت نمی کرد تو این مدت خرج بچه ها رو قطع کرده اگه خانواده ام حمایتم نمی کردن الان ما جای خوابم نداشتیم بچه شیر خوار دارم تا پول مای بی بی رو خودم می خرم
شیا اینقدر گریه می کنم می سوزم آینده ی خودمو بچه هام چی می شه خود پدرشوهرم نی گفت خاک برسر میرم عاق والدینش کرده می گفت حیف این عروس چون تو این ۸سال جز احترام ودوست داشتن کاری دیگه ایی نکردم