گفته بود تو عروسی هر چی پول شد میاد حساب کتاب میکنه
بعد اونم ی زمین فروخت ۸۰۰ میلیون خب داره اما نمیده
بابامم بخاطر خواهرم چیزی نمیگه چون خواهرن میگه دارین زندگیمو خراب میکنین بخاطر چندرغاز پول
بابامم اینو شنید دیگه پا پی نشد
البته بعد عروسی که داشتن پولارو میشمردن داییم به پدرشوهر خواهرم گفته بود فلا ایقد از پول و بده بقیشممیدی چن روز دیگه
اونمگفته بود پول چرا ی دوماد سالم بهش دادیم بسه ،ک بعدا فهمیدیم پسر سالمش قلیونیه شدیده