بچه ها خسته شدم از تنهایی ۲۳ سالمه بچه های کوچیکتر از من تا ۸۳ اینا ازدواج کردن چون خانواده خوبی ندارم دوست دارم زودتر برم ولی خاستگار خوبی نبوده تا حالا خودم اهل دوس پسر اینا نبودم که بخوام باهاش ازدواج کنم الانم اصلا بلد نیستم با کسی دوست بشم از خونهم که فراریم ترس از همیشه مجرد موندن دارم خیلیم تنهام😔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه😔ولی میتونست قشنگترش کنه دنبال هنر هم رفتم لیسانسم هم گرفتم ولی هر خواستگاری میاد یه جای ...
منم یه مدت اینجور بودم..هرخواستگاری میومد یهو میرفت..
یه بار نامزد کردم با پسری که دیوانه وار دوسم داشت ولی من بهش حسی نداشتم..نامزد کردیم ومن کم کم ازش خوشم اومدولی بعدازمدتی بهم خورد.خیلی غصه خوردم که چرا اینجوری شد نه از سر دوست داشتن.. ازسر اینکه چراتو فامیل و دوست وآشنا اینکارو کرد..بعداز یکسال فهمیدم که تمام چیزایی که به ما گفت دروغ بود ودنبال پول وحمایت بود وقتی دید خبری نیست گذاشت ورفت..خلاصه بعداز اون نامزدی هم کلییی خواستگارای عالی میومدن ،از دکتر گرفته تا آدمایی که همه چی واسه زندگی داشتن. و...ولی نمیدونم چرا هیچکدوم به نتیجه نمیرسید من بعدش ختم شیخ نخودکی رو انجام دادم وباهمسرم آشنا شدم..