قبول ندارم
مادر من با من زمین تا آسمون فرق داره
از طرز فکر گرفته تا چیزای دیگه
اصلأ یادم نمیاد مادرم یکبار نشسته باشه و به من درس یاد داده باشه
همش به فکر کار و بشور بپز و بساب و کوفت و زهرمار بود
حتی من چیزایی که یاد گرفتم همش از این و اون بوده اصلأ یادم نمیاد چیزی بهم یاد داده باشه