تصور میکنم خیلی مریضم اون حس و حال رو تصور میکنم و مکالمه بین خودم و خانوادمو تصور میکنم روزای اخر عمرم 😑
از افسردگی خل شدم
همه ما انسان ها درون ذهن خویش گیر افتادیم🌱🌼🐞.......یه دختر شاد پرانرژی بودم که یکم مرداد ۴۰۱دچار حمله پانیک شدم و زندگیم تیره و تار شد.(من با پانیک جنگیدم و پیروز شدم.)
خدایی خل شدم به خودم میام میبینم یه ساعته تفکر میکنم بعد دلشوره میگیرم
همه ما انسان ها درون ذهن خویش گیر افتادیم🌱🌼🐞.......یه دختر شاد پرانرژی بودم که یکم مرداد ۴۰۱دچار حمله پانیک شدم و زندگیم تیره و تار شد.(من با پانیک جنگیدم و پیروز شدم.)
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یه روز رفتم تشییع جنازه تپش گرفتم فرداش توی جاده بودم هوا گرم بود با یکی بحثمم شده بود وقتی رسیدیم تا یه چایی خوردم حالم بد شد زنگ زدم ۱۱۵
همه ما انسان ها درون ذهن خویش گیر افتادیم🌱🌼🐞.......یه دختر شاد پرانرژی بودم که یکم مرداد ۴۰۱دچار حمله پانیک شدم و زندگیم تیره و تار شد.(من با پانیک جنگیدم و پیروز شدم.)