2777
2789
عنوان

سوال

136 بازدید | 29 پست

چقدر زندگی بد و بی معنی شده. دوست پسرم سه ماهه ازدواج کرده. کسی که خیلی سال باهاش بودم. قرار ازدواج نداشتیم. ولی یهویی این کارو کرد. دو هفته نبود و گوشیش خاموش بود. یهوه برگشت زنگ زد و گفت ازدواج کردم. شوک شدم. و الان هم نمی تونم شاد باشم. سه ماهه مثل افسرده هام. رو فرم نیستم زیاد.   شما بودین چه کار می کردین‌؟ 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

می‌دونم حرفم شاید کلیشه ای باشه .من بودم خطم رو عوض میکردم اینقدر رو خودم کار میکردم موفق تر از قبل میشدم .مهمتر از همه حتما حتما با یه مشاور هم صحبت میکردم . 

بعضیاتون برای زندگی تو این تاریخ خیلی مهربون و ساده و با احساس و محترمین این بازه زمانی ادمای پوست کلفت و کله خر میخواد تا دووم بیارن

می‌دونم حرفم شاید کلیشه ای باشه .من بودم خطم رو عوض میکردم اینقدر رو خودم کار میکردم موفق تر از قبل ...

خطمو چرا عوض کنم. بعدم مشاور چی کار می تونه بکنه. خدا تومن پول می گیره حرفه‌ای تکراری کلیشه ای می زنه

اره ازدواج کرد  منم خیلی ریلکس بودم با اینکه از درون فروپاشی عجیبی داشتم

قرار ازدواج نداشتین؟ تا چند وقت ناراحت بودی؟ چقد طول کشید خوب شدی؟ بعدش دیگه زنگ نزد بهت؟ 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز