سلام خب مشکل من از اونجایی شروع شد به رفتم کلاس هفتم مدرسه تیزهوشان خب فشار هایی ک در برابر نمرات و این جور چیزا منو خیلی استرسی کرد تا حدی استرس پیش رفت ک گمون افسردگی گرفتم اخه اکثر علائمشو دارم و این باعث شد ک در برابر احساساتم چه غم چه استرس بخندم خب موضوع اینجا تموم نمیشه یه ازمون سلامت روان از طرف مدرسه بود ک اونو دادم مثل اینکه مشاور مدرسمون فهمیده بود نمیتونم بخاطر یه دلیلی احساساتمو بروز بدم و من هرروز قضاوت میشم چون نمیتونم احساساتمو بروز بدم ازم خواست باش حرف بزنم ولی مث همیشه خب دلیلی نداشتم اصلن نمیدونم مشکلم چیه حتی جدیدا از شخصیت خودم بدم میاد و هر روز دلم میخاد این فکرا و شخصیت مال من نبودند و الان میخوام بهم کمک کنه ولی خجالت میکشم یه سال و خورده ای گذشته
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من این چند وقت اینقدر گریه کردم که الان چشمام ضعیف شده و ۱۵ کیلو لاغر شدم
هرشب آرزوی مرگ میکردم
واسه همین گفتم شاید بتونم کمک کنم یا حداقل درد دل کنیم و خالی بشیم
که تاپیک قبلی رو بستی
امیدوارم زودتر خوب بشه حالت😊
اگه حاجت داری یا به مشکل سختی دچاری🥺 اول از همه دعا و کمک از خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام😍
دوم ترک گناه چون خیلی از مشکلاتمون نتیجهی گناهامونه و گناهامون مانع استجابت دعاهامون میشه سوم دعا و ذکر و ختم های مجرب مثل ختم زیارت عاشورا آیت الله حق شناس و ختم چهل و یک روزهی سورهی مبارکهی حشر 😍
اگه خواستید در هر موضوعی صحبت کنیم ، لطفا توی پیام رسان داخلی بیاین ، چون تو سایت واسم خیلی سخته و کنده