بچهها منو مادر شوهر تو یه ساختموینیم خواهر شوهر فتنه همسایه مادر شوهرم رفته مسافرت ۵ روز تو این ۵روز اون برا پدرشوهرم ناهار میپخت من شام دیروز شوهرم گفت فردا پارکینگ بشور من گفتم حالا تا فردا صبح مادرم اومد خونمون بعد سوار ماشین شوهرم بود که بره خواهرشوهرم از در اومد بیرون به شوهرم سلام کرد به مادرم نه بعد گفت من ندیدم مادرتو هستید بقیشو بگم؟؟؟
«وقتی بچه هستی، مدام از تو میپرسند: «حالا فرض کنیم همهی مردم خودشون رو انداختن توی چاه. تو هم باید این کار رو بکنی؟». وقتی بزرگ میشی ماجرا فرق میکنه. آدمها بهت میگن: آهای. همه دارن میپرن تو چاه. تو چرا نمیپری؟!
مهم نیس طرف چشمش کوچیک باشه یا درشت من آدم میشناسم نابیناست ، ولی محبت رو خوب میبینه ....ب زندگی ای ک آدما ب نمایش میذارن غبطه نخورین...یه فروشنده قشنگ ترین جنس هاشو تو ویترین میچینه اگه جرعت حرف حق زدنو نداری لاقل برا کسایی کع چرت و پرت میگن دس نزن🤜 دوستعزیز تا وقتی ک خودتو ب خریت زدی نزدیکم نشو اطراف من طویله نیس...ی عده هستن وقتی بیکار میشن حالتو میپرسن شمام هر وقت بیکار شدین جوابشونو بدین....آدم خوبی باش اما وقتت رو تلف نکن ک اینو ب همه ثابت کنی... ب پای علف هرز هر چقدرم آب و کود بریزی برات میوه نمیاره پس مواظب باش برا چ کسی و چ چیزی وقت میذاری🌵🌱اگه همیشه فک کنی حق با توعه هیچی از زندگی یاد نمیگیری..... از دیروز بیاموز ، برای امروز زندگی کن و امید ب آینده داشته باش
خواهرش یه کارایی کرده باهاش سردم ظهر زنگ زد به شوهرم که من مادرزنتو ندیدم شمارشو بده ازش عذرخواهی کنم شوهرم داد بعد الان رفت بره سرکار دید خواهرش پارکینگ شسته با من بحث کرد که شعور خواهرم از تو بیشتره تو بهت برخورد پارکینگ بشوری رفت منم زنگ زدم یکم با هم بحث کردیم حق با کیه؟؟