2821
2789
میشع از همون ترم اول انتقالی گرفت ک دانشگاه رو عوض میکنن؟ 

نه کارنامه سبز که میومد جابجا میشدن

یا میدیدن سخته میرفتن شهر خودشون ازاد و پیام نور

مهمانی برای ترمهای بعده

بعضی تاپیک‌ها و کامنت‌ها رو که میبینم از سطح حماقت، بی سوادی و مقاومتتون دربرابر فهمیدن قلب درد میگیرم
منم خوابگاه دوست دارم برم ولی بابام خیلی میترسه با آدمای نااهلی بیوفتم از راه به در بشم 😂 خودمم میت ...

وقتی از خانواده وشهرت دور میشی و تحت کنترل کمتری هستی ممکنه تحت تاثیر هم اتاقهای بد قرار بگیری و جو گیر بشی. آخرش خودت هستی که میتونی از این موقعیت ساخته و پخته تر بشی یا خدای نکرده از راه بدر.. 

داریم کم کم پیر میشیم ولی باور نداریم. 

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



اره خوبه، ولی زیاد به درس ات نمیشه برسی، من که اینجور بودم، هم باید غذا بپزی هم ظرفو لباس بشوری، هم ...

میگن غذا میدن ولی من حاضرم کیک و ابمیوه بخورم... شنیدم تو کتابخونه هم میشع درس خوند... کتابخونه میشع نه؟... اره ی چند تا دوست صمیمی داشته باشه اونجا خوبع

من شب اولی ک رسوندنم خوابگاه کلی گریه کردم زنگ زدم بابام برگردن منم ببرن اونم دوازده شب والا از طبقه سوم پرت میکنم خودمو پایین.بیچاره ها برگشتن مدیر خابگاه ی بداخلاقی بود گفت اگ ببرینش دیگ راهش نمیدم.اخر برگشتم خونمون بابام گفت اگ نری درس بخونی دنبال گوسفندات میکنم منم برگشتم خابگاه .دو سه ترم اولم با گریه میخابیدم جگر مامانم اینارو هم خون کرده بودم با گریه هام.تباه بودم ترم هشت ک شدم گریه های دخترای ترم اولیو مسخره میکردم.افتاده بودم اول کاری تو سه بار اتاقمو عوض کردن تا اخت میشدم ترمای قبلی میومدن میگفتن تخت ماست باز ی اتاق دیگ اونجام بعد دو روز آخر سر رفتم تو ی اتاقی ک از شونزده نفر سیزده تاشون سنی بود خیلی سختم بود اوایل

یه 4 ساعتی راهه.. به خانواده وابسته نیستم ولی میترسم به محیط خوابگاه عادت نکنم 

عادت میکنی، من از ترم دوم دیگه عادت کردم، تازه خیلی هم وابسته بودم...ولی ترم آخر با گریه از دوستام جدا شدم

باشع چشم ❤️

خیلی بستگی ب هم اتاقیات داره ک روحیاتشون مث تو باشه یانه.من خابگاهو وهم اتاقیای ترم چهار ب بعدمو دوست داشتم هنوزم باهم دوستیم ولی هم کلاسیام ب شدت افاده ای ومغرور با یکیشونم نتونستم صمیمی شم

نمیدونم گفتم شاید مریض بشم.. 😂

کدوم دانشگاهی کدوم شهری.سعی کن حتمن ی دوست برا خودت پیدا کنی این چهارسالم خوش بگذرون این چهار سال اوج جوونیته میشن روزای پرخاطره زندگیت.موفق باشی ب امیدخدا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بلالفروش  |  42 دقیقه پیش
توسط   hscjvb  |  39 دقیقه پیش