بچه ها من توخوابگاه زندگی میکنیم تو اتاقمم غیر من سه تا دیگ هستند با همشونم دوستم رفتارم خیلی خوبه هر وقت غذا درست میکنم برا همشون میکشم میوه میخرم میدم بهشون
اما دیروز احساس کردم از اعتمادمن سواستفاده کردن منو خر فرض کردن دیروز رفتم سراغ چمندونم لباس های ک هر کدوم خیلی قیمتشون بون تا حالا دست نزده بودم تمیز نو تو کیسه بوده یکی رفته درآورده کثیف چروکیده کرده انداخته تو لباس زیرام میگم کثیف واقعن کثیف ها پر از لکه وقتی دیدم شاخ درهوردم به دو نفرشونم گفتم میگن خودت حواست نبود کثیف کردی آخه مگه میشه دارم از حرص میترکم ن بخاطر لباس ها بخاطر لطف هایی ک در حقشون کردن بعد اینکارو کردن