بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه...معلم نیستم. ولی به خاطر درس و بعدها شغلم، بعد از ۱۸ سالگی از خانواده جدا شدم و شهر دور بودم. سختی زیاد کشیدم...اما آدمی زود به شرایط جدید عادت می کنه...
به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم
بله..من از ۱۸ سالگی رفتم خوابگاه...در مسیر اون شهر، از غصه نه حرف میزدم و نه چیزی می خوردم...ولی عادت کردم. ۲۸ سالم شد، برای دوره دکترا خودم تنهایی مهاجرت کردم. با اینکه تنهایی و غربت خیلی سخت بود. به اون هم عادت کردم...
به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم
اگه هدفمند باشی قطعا هم عادت میکنی هم انگیزتو حفظ میکنی ، به عنوان کسی که چندسن سال پشت کنکور بوده بهت میگم اصلا غصه این ماه های باقی مونده ب کنکور رو نخور، چنناااااان تند میگذره حیرت میکنی.. اولش میگی وای خدا کی دووم بیاره ولی میگذره ب سرعت.. سعی کن جون و دلی بخونی ایشالله موفق میشی❤️
من خیلی برام سخته از خانواده دور بشم میشه به عنوان یه با تجربه بگی چیکار کنم دورانی که قراره مستقل شم تا یکی دو هفته دیگه.. چه اخلاقیاتی باید داشت که موفق شد یا راحت تر به موفقیت رسید