سلام یه سوالی داشتم میخواستم باتجربه هاش اگه بتونن کمکم کنن ممنون♥️من چندماهی هست که عقد کردم و الحمدااله شوهرخوبی دارم وخیلی به فکرمه اما مشکلی که دارم اینه که من دیشب حالم خیلییی بد بود واقعا افتاده بودم همسرم اومد پیشم(خونه مامانم)منو برددکتر سرم زدم بهتر شدم ولی هنوز اثار بیماری دارم و کامل خوبنشدم ،مشکلی که هست اینه که مادرشوهرم خونه تنهان پدرشوهرم نیستن و شوهرم تک فرزنده امروز صبح به محض اینکه بیدار شد گفت میخوام برم خونمون مامانم تنهاس بااینکه مامانش توزندگی خیلی وقتا شده تنها بودن اما شوهرم به این بهانه رفت وحتی حالمونپسید حتی توشکو جمع نکرد حتی نمیخواست صبحانه بخوره وقتیم خورد هیچی جمع نکرد من بابدن دردی که داشتم جمع کردم اوردم طبقه پایین خونمون میدونم شاید دارم بهانه الکی میگیرم اما یه بار دیگم مشابه این اتفاق افتاده بود الان میگم کاش همسرم تک فرزند نبود ببخید طولانی شد دردو دلم لطفا اگه میتونین بهم مشاوره بدین خیلی ناراحتم اینم بگم من مادرشوهرمو مامان صدا میکنم وخییییلی ام خانوم خوبین ولی من از این رفتارشوهرم حالم گرفته شد🤦♀️💔
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
اره شاید ولی من نتونستم تحمل کنم که پیشم نبود یکم صبرنکرد بعد بره حق باشماست تاخودم مادرنشم نمیفهمم ولی خود شوهرمم خیلی وقتابوده مادرشوتنها گذاشته حالا که به من رسیده مامانش نباید تنها بمونه!🤕😅