من هرشب تقریبا تا 3 بیدارم
گاهی یادش میوفتم و به خاطر گذشته هامون گریه میکنم
گاهی به خاطر سکوت الانش
گاهی عاشقش میشم و میگم مرد منه
گاهی هم متنفر از اینکه الان توی ساکت ترین حالت ممکن خودشه.
چشاش پر حس خواسته جدری نگاه میکنه که همه میدونن عاشقمه اما ساکته