من این تاپیکت رو نگه داشتم تا برات بگم ببخش که همون موقعه برات ننوشتم❤️
یه دختری هست تو شهرمون خیلی شوهرش اذیت میکرد از اون پولدارا هیکلی بود . هر هفته دشت و استخر اینا .
بعد یارو زن باز بوده . کتک میزده یه کارایی میکرد....
میترسم بگم شناسایی شه انقد مریض بود ..
یه بچه هم داشتن . آخرسر جدا شدن
بعد مرده هعی تهدید میکرد میام بچه رو ازت میگیرم یا پیام میداد بچه رو حاضر کن میخوام ببرم تهران . هعی لرز مینداخت تو تن زنه.
آخرش گرفت با اون همه هیکل مرد . با زجرررر . زنه هم الان ازدواج کرده خوشبخت شده