اکبر مجلل رف سراغ بهمن کوچیک و گفتن ب رحمان ک طلا رو بکش رحمان با نقشه طلارو برد ک بکشه ولی جای حساسی تموم شد قسمت بعدی مشخص میشه طلا کشته شد یا رحمان
کاربرای پیگیر من با اکانت جدیدم تو سایتم بگردین اونو پیدا کنین هی ریپلای کنین 😂از این اکانت میخوام تعلیق شم ولی شماهایی که گروه میزنین و ادم جمع میکنین که تا من پست بزارم بیاین خلافش نظر بدین آدمایی که لو میدنتون رو خداوکیلی اد نزنین😂 اینکه شما پیگیر منی نشون دهنده اینه که خوشت میاد تایمتو درباره من بگذرونی اگه از من بدت میومد که باید اسمم میومد حالت بد میشد نه اینکه پیگیر کاربریام از سال ۹۹ تاالان باشی زرنگ شو اینبار گروه زدی کساییو اد کن که واقعا بشناسیشون نه کسایی که بیان لو بدن داری پشتم چقد بد میگی اینکه توپیگیر منی چیزی از من کم نمیکنه کاش حداقل چیزی ب تو اضافه کنه اخه تایم میزاری پیگیری میکنی
آره میخواست بکشه بهمن گفت بهت چهل کیلو مواد میدم اکبر نکشت بهش گفت باشه در عوض باید طلا بمیره اونم گفت نه عشقمه گفت عشقت داره خیانت میکنه زنگزد به طلا جلو بهمن فهمید که طلا به اکبر گفت کشتی بهمن رو نمیخوام هیچی ازش بمونهه بهنم گفت باش پس طلا رو بکش زنگ زد رحمان گفت در جون من میخوام زنده بمونم طلا رو بکش
نمرد بهش گفت طلا اومده پیشم توروفروخته اما ماجرای چهل کیلو کوکاعینو بمن نگفته بهمن باورنکرد جلوش زنگزد به طلا باهاش گرم گرفت به بهمن ثابت کرد طلاخاعنه گفت باید طلارو بکشی کوکاعینها همش واسه من تابزارم زنده بری بهمن زنگنیزنه به داداش دیونش اونم طلا رومیبره بیابون بکشتش
مامانم همیشه میگه من9ماه سختی کشیدم که قلبت شکل بگیره نزاریکی بیادتو15ثانیه بشکنه بره.تو رابطه ای که قراره همیشه اشتباهاتشو ببخشی یه بار خودتو برای انتخاب اشتباهت ببخش و تمومش کن ❤آدمهارو ازرو ظاهرقضاوت نکن خیلیها فقط بسته بندی شیکی دارن