از وقتی شوهرم منتقل شد تهران پیش ما ، مامانم رسما قاطی کرده ! قبلا تو تاپیکامم گفتم ، بسیار بدجنس و حسوده ....شوهرم بعد ده سال کار روی کشتی و دریا، با پست خوبی منتقل شد قسمت اداری در تهران ، و کنار همیم
در تمام این ده سال چه سختیها که نکشیدم ، اصصصصلا عین خیالش نبود مامانم ، حتی خوشحال بود که من دارم سختی میکشم ، بخدا جدی میگم
از وقتی شوهرم منتقل شد تهران پیش ما، همش از بدیهاش میگه ، میگه بهش نرس، بزار بره گم شه، خودش گ...و...ه....خانوادش ...گ...و...ه....
اصلا یه فحشهایی میده ، میفهمم از حسادت و بددلیشه
نه تنها به خودش و خانوادش، بلکه به فامیلاشم فحش میده
بخدا شب و روز نداره از حسادت
کاملا حس میکنم
نگید مادرته، چرا اینجوری میگی ....
واقعا بدجنسه
بخاطر همین این زندگیمو با تمااااااام سختیهاش ترجیح میدم به طلاق و تنهایی و بی کسی ، یا اینکه پناه بردن به اون خانواده!!!