سلام بچه ها اگه میخاید سرزنش کنین و بگین مهم نباشه و فراموش کن یا قضاوت و ... نیاین چون به اندازه کافی حالم خرابه فقط دلداری و کمک واقعی و تجربتون تو تبدیله حس بد تحقیر شدن به حسه خوب نیاز دارم یا یه خاطره که تهش طرف پشیمون شه و بدونم خدا خیلی عادله و حقتون گرفته !
. رفتنش دیگه مهم نیست ، حتی دیگه منتظر برگشتنش نیستم ، بیشتر از رفتنش و خیانتش بعد کلی التماس، واسه منه مغرور که قبلش سالها سختی کشیده بودم و نابود بودم وتازه بعد ده سال دوباره بلند شدم و رفتم کلاس ثبت کنم و ایشون شد مربیم عشق و عاشقی کرد بعد کلی پسش زدن ،کلی خاطره ساخت تو شهرمون با سگش ، بعد با یه سری بهانه کات کرد . ولی اونقدر تحقیرم کرد حتی در نهایت بلاک کرد بعد من اون رسید به پیشرفتش اما من از هرجا که خاطرات یادآوری میکرد و اذیتم میکرد دوری میکردم نتونستم اون پارک ها برم، نتونستم ادامه بدم اون رشته رو حتی تو محیطش کار کنم . بخدا موهام سفید شد چند تار . قبلا تحقیر شده بودم با اینکه اجازه نمیدادم اینبار بشدت منو تحقیر کرد رفتارش حرفاش بهونه هاش خیلی اذیت شدم اما سعی کردم فراموش کنم . امروز رفتم تو برنامه بانکی بله دیدم نوشت فلانی به بله پیوست عکسش اومد جلوم بعد من انقد به خودش رسید . لبخند هم همش رو لبشه انگار نه انگار من وجود داشتم نه عذابی نه چیزی ... چرا من باید تاوان بدم منی که تا دوری میکنم ازش سرگرم میشم باز دلم میشکنه اگه ببینمش همش تحقیرش یادم میاد . کاش فرصت داشتم من تحقیرش میکردم 💔 خیلی تو زندگی قبلنا ناخواسته تحقیر شدم