به شوهرم هر بار زنگ میزنم ، میگه مداجعه کننده دارم ،بعدشم خودشم زنگ نمیزنه، وقتایی که اداره ش هست
بعدازظهرا میگم میام دنبالت ، میگه نه همکارم میاره میرسونه
شما باشید چیکار میکنید
هم بهم برمیخوره
هم اینکه نمیخوام ولش کنم به امان خدا ، مثل ده سال گذشته ، هر کاری دلش خواست انجام داد