2777
2789
عنوان

بخشی از من 💟

40 بازدید | 0 پست

با پدر بزرگ مادریم ارتباط عاطفی خوبی  داشتم 

همیشه وقتی به روستای مادریم می رفتیم من بیشتر اوقات پیش پدربزرگم بودم 

و موقع برگشت باکلی خاطره خوب و لذت بخش بر میگشتم خونه 

همیشه موقع برگشت آبغورم  می گرفت 😄

خدا  خدا می کردم بتونم بیشتر بمونم 

اون همیشه هوای منو داشت 

دلش می خواست من وکیل بشم 

وقتی که فوت کرد قلبم ضربه بدی خورد از ته دلم براش گریه می کردم این اواخر با سرطان می جنگید یعنی چهار سال سرطان داشت ولی دکترا دیر فهمیدن دیگه شیمی درمانی هم اثر نداشت و اون رفت می دونم قطعا جاش توی بهشته 


امشب یه صحبتی پیش اومد و من دوباره یادش افتادم 


هفته پیش سومین سالگردش بود 



اتاق بغلی یه دخترست 👩🏻خوشگل موهای بلند  و دم اسب پشتش شام ناهار و با همیم کرما 🐛🦠🪱رو  سرخ میکنه خوب میزاره که مغز پخت شه تن جفتمون ملافست اون لباس عروسشه  👰🏻‍♀️من کت شلوارم 🤵                               من اگه برم توی تاپیکی  و ببنیم کمکی ازم برمیاد سعی میکنم دریغ نکنم                   لازم نیست نسبت به همه نظر ها گارد  بگیریم   من وقت این رو ندارم که دیگران رو توجیح کنم با اون که کم حرفم گاهی وقتا از حرف زدن خسته میشم و حال قانع کردن دیگران رو ندارم     اگه ببینم بحث باهاتون  بی فایدست اصلا شروع نمیکنم که وقت هر دومون گرفته نشه    
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز